نه ما مشکل داریم! اصلا هیچ وقت این مملکت درست نمیشه!
بعد از اینکه به میمنت و مبارکی، برنامه مفرح و شادی بخش بند عیش به سرپرستی سرکار علیه خانم نژ به پایان رسید. اینجانب ضمن مراجعت به خوابگاه تصمیمی مبنی بر عدم رویت دکتر را اتخاذ کردم. متاسفانه صبح روز بعد به دلیل ورم شدید خدمت دکتر عمومی کلینیک ۱۶ آذر همراه جناب مستطاب مهرداد خان رسیدیم. دکتر پس از فشارهای زیاد، اینجانبان را به سمت رادیولوژی هدایت کردند. دکتر رادیولوژیست به دلیل شلوغی کار، گرفتن پرتره از مچ پای بنده را بسیار سرسری انجام دادند و پس از اعتراض بنده نیز به گونه ای به بنده نگرستید که عاقلان به سفیهان.
ناچار دوباره خدمت آقای GP رسیدیم. ضمن افاضات بسیار زیاد و گهربار ایشان، این بنده حقیر درخواست وقت برای دکتر ارتوپد نمودم. متاسفانه اینگونه برآمد که لحن بنده بدون قصد و غرض خاصی باعث کور شدن نطق آن طبیب عزیز گردیده است . خلاصه این که دکتر عمومی به تنهایی می خواست نسبت به معالجه اینجانب اقدام کند که بنده رخصت نداده ام.
علی ای حال دکتر ارتوپد هم که با جناب مهدوی خدمتشان رسیدیم خیلی حالشان خوب نبود و احتمالا همسرشان از رفتن به خانه مادر شوهر امتناع ورزیده بودند. پس ایشان نیز به فشار محکمی به پای بنده قناعت کردند و ...
امروز به بیمارستان چمران شیراز رفتیم تا این پای صاحب مرده را به گچ آمیزش دهیم. عزیزی را آنجا آورده بودند که دچار یک فقره تصادف اتومبیلی گشته بودند و شکستگی باز داشتند. خلاصه اینکه آن عزیز با آن همه درد یک ساعتی در اورژانس بدون حتی یک مسکن معطل رزیدنت مربوطه بودند تا تشریف فرماییشان حاصل گردد.
در آخر اینکه غرض از ارائه این پست این بود که "دردم نهفته به ز طبیبان ایرانی"



